محمد تقي جعفري
219
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )
هر گونه فداكارى جلوه مىكند ، ولى فردا كمترين ارزشى ندارد . اين دليل هم مانند دليل يكم مغالطه اى است كه براى گول زدن ساده لوحان مناسب است زيرا اختلاف نظر در شناختها ، يا مستند به قلمرو عينى موضوعات است يا به فعاليتهاى ذهنى درك كننده . اگر اختلاف نظر مستند به قلمرو عينى موضوعات باشد ، خود دليل واقعيت داشتن شناخت است نه پوچ بودن آن ، زيرا اگر شناخت واقعيت نداشت ، نمىبايست ذهن در برابر تنوع واقعيتها عكس العملهاى متنوع از خود نشان بدهد . در صورتى كه اين عكس العملها هيچگونه تخلفى از مقتضاى ارتباط با واقعيتها نشان نمىدهد . مثلا ذهن در ارتباط با آب ، سنگ را در خود منعكس نمىسازد . و در ارتباط با يك صندلى ، كهكشان را در خود منعكس نمىنمايد . در فعاليت براى يك عمل رياضى ، بخيالات پوچ و گسيخته از هم نمىپردازد . و اگر اختلاف در شناختها مستند به اختلاف موضعگيرى حواس و شرايط ذهنى بوده باشد ، باز دليل واقعيت شناخت مىباشد . زيرا خود اين جريان كه شناختها با اختلاف موضعگيرى حواس و شرايط ذهنى تغييرپذير مىباشند ، دليل آنست كه حواس و ذهن در موقعيتها و شرايط معينى شناختهاى معينى را بوجود مىآوردند و چنان كه در اختلاف قلمرو عينى موضوعات ديديم ، هيچ تخلفى از مقتضاى ارتباط معين امكانپذير نيست . 3 - يك دليل ديگر براى امكانناپذير بودن شناخت آوردهاند كه جالب توجه است . اين دليل چنين است كه مگر شما نمىگوئيد : حركت و تحول در همهء اجزاء و روابط جهان هستى حكمفرما است مگر شما نمىگوئيد : « من دوبار بيك رودخانه وارد نشدهام » هراكليد مگر شما نمىگوئيد : هر نفس نو مىشود دنيا و ما بىخبر از نو شدن اندر بقا عمر همچون جوى نو نو مىرسد مستمرى مىنمايد در جسد